تبليغاتX
Azərbaycan Türkcəsi
gözəl ana dilim
 

در سرزمين آزربايجان از قديم بعلت جاري شدن نفت و قير در سطح زمين در بعضي از  مناطق ان(باکو) و اتش گيري انها مثلا در زمان وقوع رعد و برق  و غيره  باعث ايجاد چشمه های نفتی شعله ور درانجا ها ميشدַ همچنين به خاطر باورهاي مذهبي تركان قديم( شامانيسم) كه اتش را وسيله پاكي و   مورد احترام ميدانستند( بر عكس هندو ايراني ها كه اتش را ميپرستيدند)  اتش جايگاه ويژه اي در آزربايجان داشته استַ

ولي نام اين سرزمين هيچ ربطي به كلمه فارسي آذر به معني اتش ندارد...

بقیه در ادامه مطلب 

 


Sözün qalani
+  جمعه 17 آبان1387 saat  21:9  yazar   duman  | 

 

 

əmani getdi ama minlərcə əmani var bu torpaqda 

bitəcəklər əlbət 

!onun qanı və canı torpaqa qatıldığı yerdən

امانی گتدی آما مین لرجه امانی وار بو تورپاقدا

 بیته جکلر البَت

 اونون قانی و جانی تورپاقا قاتیلدیغی یردن !

 

+  یکشنبه 12 آبان1387 saat  0:3  yazar   duman  | 

 

زبان تورکی که زبان مردم آزربایجان و دیگر مناطق تورک ایران است وضع و موقعیتش از

دو حال خارج نیست :  این زبان از ۷۰۰۰ سال پیش و از زمان سومریان که بنیان گذاران

اولین تمدن بشری هستند ، ایلامیان و اعقاب آنها به مردم تورک ایران به ارث رسیده...

بقیه در ادامه مطلب

 

 

 


Sözün qalani
+  یکشنبه 31 شهریور1387 saat  18:29  yazar   duman  | 

 

 

زبان دری (فارسی) که میراث سامانیان و زبان مناطق تاجیکستان و افغانستان بوده تا

قرن هفتم هجری به مناطق فارس ایران راه نیافته بوده است، چنانکه هیچ شاعر دری گوی

تا این تاریخ در مناطق و شهرهای استان فارس پدیدار نشده است و تا این زمان ، زبان

پهلوی یعنی زبان اصلی مردم پارس در این مناطق تکلم میشده و سعدی شیرازی اولین

شاعر دری گوی این منطقه نیز علاوه بر اینکه گلستان و بوستان را به زبان دری و یا به بیان

بقیه در ادامه مطلب ...

 

 


Sözün qalani
+  پنجشنبه 10 مرداد1387 saat  15:57  yazar   duman  | 

 

شلم شوربایی به نام سریال شهریار ساخته  کمال تبریزی که تلوزیون ایران چندین ماه به خورد

ملت داد ، داد خانواده آن شاعر بزرگ آزربایجان را هم در آورد !

تبریزی تا میتوانست مانند یک آدم عقده ای فرهنگ و زبان تورکی را به سخره گرفت و لگدمال کرد

و از هر گونه رویا پردازی و هذیان گرفته تا دروغ و جعل تاریخ و ... برای تخریب شخصیت شهریار بزرگ

و ملت تورک استفاده کرد و از هیچ وسیله ای در راه وصول به این هدف شوم فروگذار نکرد !

امید که مورد رضای ضرغامی و تمام نژاد پرستان پارس قرار گرفته باشد !!!

 

 

 

انتقاد دختر شهريار از سريال «شهريار»

 

 

 

+  سه شنبه 17 اردیبهشت1387 saat  11:14  yazar   duman  | 

 

بازداشت میکنیم پس هستیم !!!

 

 

Savalan Sesi

 

+  چهارشنبه 28 فروردین1387 saat  0:53  yazar   duman  | 

 

در پی پخش گسترده سی دی سخنرانی علی رضا ناصری در شهرهای اردبیل , گرمی , نیر , پارس آباد و

 بیله سوار در خصوص تحریم انتخابات و دور خیز مردم آزربایجان برای بر اندازی نظام آخوندی در روز یکم

 خرداد ۱۳۸۷مسئولین امنیتی و اطلاعاتی اردبیل به خشم آمده

و روز سه شنبه 23 بهمن ماه ماموران اطلاعات بدون اطلاع قبلی وارد منزل پدر ایشان

می شوند.پس از بازرسی منزل، پدر ایشان را که مردی 63 ساله است و ناراحتی قلبی نیز

دارد با خودشان می برند و تا امروز خانواده  ایشان در ایران نتوانسته اند تماسی با

دستگیر کنندگان برقرار کنند و هیچ اطلاعی از پدرشان ندارند.!!!!!!!!


در ضمن مادر ایشان را نیز تهدید کرده اند که اگر با سازمان های جهانی حقوق بشر و یا

با رسانه های داخلی یاخارجی تماس بگیرند و صحبتی در این زمینه بکنند پدرشان را اعدام و

ایشان را نیز زندانی می کنند و این در صورتی است که ماموران اطلاعات تاکید کرده اند باید

پسرتان دست از فعالیت سیاسی بردارد و خودش را معرفی کند در غیر این صورت ما

ما پدرتان را آزاد نمی کنیم .؟؟؟؟؟؟؟؟

نا گفته نماند ...... که

علی رضا ناصری (ائل دایاغی) فعال سیاسی آزربایجان و شهردار سابق (عنبران)

از طرف دولت ایران(حکومت فاشیسم) به ده سال زندان و انفصال دائم ازخدمات دولتی

محکوم شده است ؟!

 یاشاسین آزربایجان ایگیدلری...

 

+  سه شنبه 14 اسفند1386 saat  21:37  yazar   duman  | 

 

!!! Ana dili gunu butun insanlara ozellikle turklere qutlu olsun

 

+  پنجشنبه 2 اسفند1386 saat  0:59  yazar   duman  | 

 

کئچه‌جه‌ییم دانیلیر، اونودولور

                گلجه‌ییم تاپدالانیر

      دیلک‌لریم قوولور

      گؤزلریم باغلانیر

      دیلیم کسیلیر

آلنیم‌دا

      پان تورک

            آذری

            تجزیه طلب

                  اراذل، اوباش

                            دامغاسی

آنا وطن

      آنا دیلی

            آزادلیق

                  گئت ها گئت

                        سؤزلوک‌لردن سیلینیر 

قورخ ها قورخ یارادیر

            قورخودور

                  ایشکنجه‌لردن

                        حاققی سؤیله‌ینی 

یـــــــوخ

    سکوتی قبول ائده‌مم

                  «دینسم اؤلدورولر ائدیر

                              دینمسم اؤلورم»

هارای چکه‌جه‌یم

      قانیمین سون داملاسینا دک 

دویغو

+  یکشنبه 21 بهمن1386 saat  23:3  yazar   duman  | 

 

.. اشکان شاکر 

بزرگواری که اینک در شهر کاره ای شده است و روزگاری در بقعه شیخ صفی کاره ای بود می گفت: پیرزنی فرنگی که 30 سال متصدی فرش اردبیل در موزه نمی دانم چی چی لندن بوده آمده بود تا مبدأ فرش اردبیل را ببیند. با فضل و کرامت خطابش قرار دادیم، که هی! خجالت نمی کشید فرش ما را برده اید؟ پیرزن پوزخندی فرموده و گفته اند «30 سال بود که خجالت می کشیدم اما بقعه شیخ صفی را که دیدم حسی از غرور و شعف یافتم... شرم بر شما باد که اینجا را اینچنین ویرانه گون نگه داشته اید. چه

بقیه در ادامه مطلب ...

 


Sözün qalani
+  چهارشنبه 17 بهمن1386 saat  21:23  yazar   duman  | 

 

در طول امپراطوری هزار ساله تورکان در ایران هیچ سلطان تورکی جهت توسعه و

ترقی و یا تحمیل زبان تورکی کوچکترین اقدامی به عمل نیاورده و بر عکس در توسعه

و ترقی و تحمیل زبان فارسی دری که زبان تاجیکان و افغانان بوده کمترین مضایقه ای

نکرده اند که مجبور کردن شیروانشاه نظامی گنجوی را جهت سرودن منظومه لیلی

و مجنون به زبان فارسی دری نمونه ای از این تحمیلات است که نظامی در نظر داشته

این منظومه را به زبان تورکی بسراید :(نظامی از شاعران قرن ۶ هجری است)

در حال رسید قاصد از راه               آورد    مثال   حضرت    شاه

خواهم که بیاد عشق مجنون        رانی سخنی  چو   درّ   مکنون

از زیور    پارسی  و   تازی             این    تازه عروس  را   طرازی

تورکی صفت وفای ما نیست          تورکانه سخن سزای ما نیست

(مقدمه لیلی و مجنون - وحید دستگردی چاپ امیر کبیر ).

نظامی هم از این تذکر تحقیر آمیز دل آزرده شده و اندوه و آزردگی خود را چنین

بیان داشته است :

چون حلقه شاه یافت گوشم         از دل به دماغ رفت جوشم

نه زهره که سر  ز خط بتابم          نه دیده که ره به کنج  یابم

سرگشته شدم در آن خجالت       از سستی امر و ضعف حالت

کس محرم نی که راز گویم           وین قصه به شرح  باز گویم

(سیری در تاریخ زبان و لهجه های تورکی ص۱۷۵ دکتر ج.هیئت )

ظاهرا نظامی دیگر نمی خواسته لیلی و مجنون را بسراید که به توصیه و صلاحدید

فرزندش «محمد» اقدام به این کار میکند .

 

+  جمعه 30 آذر1386 saat  14:38  yazar   duman  | 

 

 پان فارسیست ها اثر مکتوب ، منحصربه فرد و جهانی « دده قورقود » (قرن ۵ هجری)

فرهنگ فارسی -تورکی  «صحاالعجم هندوشاه نخجوانی» (قرن ۷ ق) و آثار شاعرانی

چون حسن اؤغلو ، نصیر باکویی (قرن ۷ ق) ، قاضی ضریر ، برهان الدین ، نسیمی ،

شیخ انوار (قرن ۸ ق ) ، حقیقی ، حبیبی و دیگران را که بسیار قدیمتر از زمان صفویان

بقیه در ادامه مطلب ...

 


Sözün qalani
+  شنبه 19 آبان1386 saat  20:12  yazar   duman  | 

 

امروزه پان آریائیست ها به جای تشکر از امپراتوران تورک که توسعه دهندگان زبان فارسی بودند

همواره با آنها و با همه تورکان دشمنی می ورزند . علت این دشمنی هم بیشتر از آنجا ناشی

می شود که در طول هزار سال ، تورکان در راس حکومتهای ایرانی و در قالب پادشاهان و سلاطین

وزرا، فرمانداران ایالات و ولایات و فرماندهان کشوری و لشگری بوده و پارسیان و تاجیکان بیشتر به

عنوان منشیان و رعایا در خدمت آنان بوده اند . این عامل باعث احساس حقارت در ناسیونالیست

های افراطی شده پس از حاکمیّت خاندان پهلوی بر ایران که خود را منتسب به پارسیان میکرد

در پی تلافی این حقارت هزارساله برآمدند !

درباره این حس حقارت به متنی که در مجله ( نگاه نو) در سال ۱۳۷۰ چاپ شده و این مجله به

وسیله ناسیونالیستهایی چون کاوه بیات و همفکرانش منتشر میشد نظری می افکنیم :

« ملت ایران طی حدود هزارسال از زمان غزنویان تا پایان قاجاریه زیر سلطه سلاطین تورک قرار

داشته است و چنان بوده که در مدت طولانی این تسلط ، از حداکثر حق و بختی که گاه برخوردار

میشده شمشیرزنی در مقام سربازی ساده در خدمت سردارن تورک بوده است ، حال لازم به

یادآوری نیست که چون همه املاک بزرگ همواره از سوی شاهان به صورت تیول و اقطاع در اختیار

سرداران پیروزمند قرار میگرفت ، یک ایرانی غیر تورک سهمی در این میان نمی توانست داشته

باشد » (مجله نگاه نو شماره ۴ دی ۱۳۷۰ ص۳۸ ).

 

+  جمعه 27 مهر1386 saat  11:19  yazar   duman  | 

 

با پنبه سر بریدن کار هر کسی نیست !

اسرائیل باید بیاید و از جمهوری اسلامی ایران یاد بگیرد چگونه جنایت کردن را

آنچنان جنایتی که در آن نه قاتل مشخص باشد نه مقتول نه ظالم شناخته شود

نه مظلوم ! چگونگی نابود کردن ملتی را بدون آنکه حتی خود آن ملت پی به

قضیه ببرد !

اسرائیل در واقع ناشی گری می کند در وحشی گری و نسل کشی !

وحشی گری و نسل کشی را از نژاد پاک آریا باید آموخت از سلاله ی کوروش کبیر !

نسل کشی بی صدا و آرام !!!!!

 

+  جمعه 13 مهر1386 saat  15:27  yazar   duman  | 

 

   منیم  دیلیم  ائولن   دئیل         ایت ( پارس) دیلینه دونن دئیل





 

+  دوشنبه 9 مهر1386 saat  3:24  yazar   duman  | 

امپراتوران تورک در طول هزار سال حکومتشان بعد از حاکمیت اسلام بر ایران ، بیشترین خدمت را

به زبان فارسی کرده اند . آنها حتی این زبان را در حد تحمیل توسعه دادند . با همه ی این احوال

زبان تورکی هم بدون تشویق پادشاهان و با قدرت ذاتی خود به شکوفایی ادامه می داد و این

زبان در مکتب خانه ها در کنار زبان عربی تعلیم داده می شد .

اولیاء چلبی سیاح نامدار تورک آناتولی که در سال 1050 هجری از تبریز دیدن کرده در مورد مدارس

این شهر می نویسد :

« در تبریز که شهر بسیار بزرگی است 600 مدرسه موجود است که مردم این شهر آنرا مکتب

می گویند » در این مکتب خانه ها علاوه بر عربی ، که اولیاء چلبی از تدریس آن راضی نیست

زبان تورکی نیز به محصلین آموخته می شده است . وی از مکتب های مشهور شهر ، مکتب

شیخ حسن ، مکتب حسن میمندی ، مکتب تقی خان ، مکتب سلطان حسن ، مکتب سلطان

یعقوب و غیره نام برده می گوید :

« سالی یکبار در این مدارس به محصلین لباس داده می شود » اولیاء چلبی وقتی از زبان مردم

تبریز سخن به میان می آورد می گوید : آنها به لهجه مخصوصی صحبت می کنند و می گویند :

« هله تانیمه میشم » یعنی «هنوز نشناخته ام » که در حقیقت این زبان همان زبان تورکی

آزربایجانی است و اندکی متفاوت با لهجه تورکی آناتولی .( تبریز از دیدگاه سیاحان خارجی- اکرم بهرامی

ص 82 ) .

اولئاروس سفیر آلمان که در قرن هفدهم میلادی به دربار صفوی رسیده در مورد تدریس تورکی

در مناطق مختلف تحت حاکمیت دولت صفوی ، از جمله آزربایجان و ولایات ایروان ، عراق عجم

( شامل مناطق مرکزی ایران و شهرهای اراک امروزی ، ساوه ، قم ، خمین ، کاشان و ...

می شد) بغداد و ... و اهمیت این زبان در این مناطق می نویسد : تورکی در ایران آنقدر از

 اهمیت برخوردار است که در دربار اصفهان به سختی می شود کلمه ای به فارسی شنید.

(تبریز از دیدگاه سیاحان خارجی ... ص82-112 سال 2536)

روند تعلیم و تدریس عربی ، تورکی و فارسی در کنار هم در این کشور ادامه داشت تا اینکه در

زمان رضاخان دستور جلوگیری از تدریس و یاد گیری زبان تورکی داده شد و دشمنی با زبان و

فرهنگ غنی تورکی در راس برنامه های تخریباتی رضاخان و جانشین وی قرار گرفت .

+  یکشنبه 24 تیر1386 saat  14:53  yazar   duman  | 

در دوره ی حکومت نژادپرستانه رضاخان ، پروژه انکار زبان و فرهنگ مردم آزربایجان و دیگر تورک

 زبانان ایران تا بدانجا پیش رفت که بعد از زبان ادبی (فارسی) ، نام زبانهای افغانی یا پشتو ،

کردی،بلوچی،ارمنی،بنی اسرائیلی ،زرتشتی و لهجه های مازندرانی ،گیلکی ،سمنانی،

بروجردی و کاشی در لیست زبان و لهجه های رایج مردم ایران آورده شد و از برده شدن نام زبان

تورکی ، تورکمنی و عربی که نصف جمعیت ایران بدان تکلم می کردند به طرز احمقانه ای امتناع

گردید! (جغرافیای انسانی ص251چاپ در دوره رضاخان )

از اوایل حاکمیت رضا خان و به دستور او تدریس در مدارس کشور به جز زبان فارسی ممنوع گردید

 و سیاست حاکمیت مطلق و بی چون و چرای زبان فارسی در کشوری که در طول تاریخ چند هزار

ساله اش حتی در دوران دیکتاتورترین پادشاه یک زبانی و یک فرهنگی را به خود ندیده بود بر

 کشور تحمیل شد .

ناسیونالیسم افراطی فارسی که هدیه انگلیسی ها به رضاخان بود ، شروع به هویت زدایی

تورکان ایران کرد که امپراتوری پر قدرت هزارساله را بعد از حاکمیت اسلام در ایران رقم زده بودند

و خطر بالقوه برای حکومت رضاخان و سیاست انگلیس به حساب می آمدند .

از تحصیل و تدریس زبان تورکی آزربایجانی که اولین مدرسه مدرن ایران و نخستین روش تدریس با

اصول صوتی در دنیای اسلام با این زبان و در زمان قاجار و بوسیله دانشمند شهیر آزربایجان میرزا

حسن رشدیه در تبریز و با کتاب «وطن دیلی»آغاز به کار کرده بود جلوگیری شد!(روزنامه نوید

آزربایجان -ویژه نامه عید 82-صمد سرداری نیا ص17)

شخصیت ،هویت و موجودیت تورکان ایران در رأس برنامه های تخریب فرهنگی رضاخان قرار گرفت

نام های تورکی و بومی شهر ها ،روستاها ،رودها و کوههای آزربایجان با نام ساختگی فارسی

عوض گردید ؛مثلا سویوق بولاق به مهاباد ،تاتائو و جیغاتی به سیمینه رود و زرینه رود ،ارومیه

به رضائیه ، سایین قالا به شاهین دژ ، سلماس به شاهپور ، آجی چای به تلخه رود ، قره باغ

به ارسباران ، قره چمن به سیاه چمن ، آخماقیه به احمقیه و ... تبدیل گردید .

از آنجائیکه برگردانندگان این نامها معلومات و اطلاعاتی از ادبیات و فرهنگ زبان تورکی نداشتند

و نمی دانستند در تورکی «قره » علاوه بر سیاه معنی بزرگ ،وسیع،بلند،و والامقام را هم

می دهد مثل « قره بولاق » یعنی چشمه بزرگ ، «قره باغ» باغ بزرگ و وسیع ، «قره چمن»

چمن وسیع ،«قره داغ» کوه بزرگ و «قره خان» یعنی خان بزرگ ؛ قره را تنها به مفهوم سیاه

به کار بردند و نام روستای قره چمن تبریز را «سیاه چمن » گذاشتند و دنیایی را به خود خنداندند

و ندانستند که در هیچ جای دنیا چمن سیاه وجود ندارد تا چه رسد به نزدیکیهای تبریز!

 

+  سه شنبه 5 تیر1386 saat  17:36  yazar   duman  | 

سیاست الیناسیون و یا هویت زدایی ایرانیان غیر فارس نیز از زمان رضاشاه آغاز گردید ، در این

دوران گویی در ایران هیچ قوم و ملتی جز با هویت فارسی حق حیات ندارد و هر آنچه از تمدن

و گذشته درخشان است مخصوص فارس زبانهاست و دیگران اگر تمدنی برایشان منتسب است

از اعقاب فارسیان هستند ، در غیر این صورت محکوم به بی تمدنی و بی فرهنگی هستند !

بدینسان تاریخ جدیدی برای ایران نوشته شد و افتخار بر کوروش و داریوش و نژاد موهوم آریایی

و قوم پارس که سرآمد همه ملتهای جهان باشد سرلوحه تبلیغات رضاخانی قرار گرفت و در این

میان اگر کسی می خواست برای خود هویتی که بتواند بر آن ببالد دست و پا کند ، چاره ای جز

چسباندن خود به پارس و پارسیان نداشت و این در حالی بود که تاریخ واقعی حقایق را به شکل

دیگری آشکار می کرد ! : « ... پارسیان در نزد یونانیان که معمولا آنها را ماد می نامیدند ، وحشیانی

بیش نبودند . یونانیان در قدرت و سلطه بلامنازع شاهنشاه بر دست نشاندگان ، استبداد مخوف

و دهشتناک می دیدند و در وفاداری ساتراپ ها نسبت به خاندان شاهی ، حالتی کورکورانه و

محض را مشاهده می کردند. »

«من [داریوش] هم بینی و هم گوش و هم زبان او (فرورتی سردار استقلال طلب ماد ) را بریدم و

یک چشم او را هم کندم (به همین حال ) او را به در کاخ بستم تا همه او را ببینند ، سپس او را

در همدان به دار زدم و تمام یاران برجسته او را در درون دژ حلق آویز کردم » ( شارپ ، فرمانهای

شاهان هخامنشی ، کتیبه بیستون 2 ، بند 13 )

« ... کوروش پسر چوپانی بود از ایل مردها ، که از شدت احتیاج مجبور گردید راهزنی پیش گیرد .

کوروش در ایام جوانی به کارهای پست اشتغال می ورزید و از این جهت مکرر تازیانه خورد ... »

« ... در ماه تیشری وقتی کوروش در اوپیس واقع در ساحل دجله با ارتش بابل نبرد کرد ، مردم

اکد عقب نشستند ، او به تاراج و کشتار مردم پرداخت .اینک یهودیان به عنوان تنها سروران

بین النهرین عازم خانه خویش اند و امپراطور جدید به قلع و قمع و تصرف ثروت ، هویت و

هستی تاریخی مردمی می پردازد که در ایران کهن ، به ازای 2000 سال پیش از او در نهایت

آرامش گرد آمده بودند . مردمی که از درون به توطئه یهود پوک می شدند و از بیرون نیز اقوام

مهاجم [پارس ] بر آنان می بارید . این جاست که برای نخستین بار مردم ایران ، این قوم

بی نشان و نا شناخته و خون ریز را ، « پارسه » خواندند ، لقبی که در ایران کهن و ایران

کنونی و در فرهنگ ماد و عیلام « گدا ، ولگرد ، مهاجم » معنی شده است . از این لقب مشتق

«پرسه زدن » در فارسی آمده است ؛و حتی صدای عصبانی سگ را مردم ایران ، به قیاس

صدای « پارس » شناختند .» ( دوازده قرن سکوت ، ناصر پور پیرار ، صص 25،42،217،218

برآمدن هخامنشیان نشر کارنگ 1379 تهران )

بر این اساس پروژه های کوتاه مدت و طولانی مدت با هزینه های سرسام آور براه افتاد و

زبان سازی و هویت تراشی برای ایرانیان غیر فارس رونق گرفت و دشمنی و تبلیغات علیه

زبانها و فرهنگهای غیر فارسی بخصوص تورکی در اولویت این برنامه ها قرار داده شد .

(کثرت قومی و هویت ملی ایرانیان - دکتر ضیا صدر ص62- 64 )

با گرد آوری چند بیتی از زبانهای مهجور تاتی ، تالشی ، و گیلکی در کنار گوشه آزربایجان

و گذاشتن نام ساختگی « آذری » بر آن که هرگز اثر و نشانه ادبی و مکتوب از این زبان در

هیچ دوره ای از تاریخ بدست نیامده ، زبان قانونمند ، موزون و آهنگدار تورکی مردم آزربایجان

با میراث ادبی و کم نظیر هزار ساله و منحصر به فردش انکار گردید و زبان ساختگی و موهوم

«آذری » دستپخت کسروی زبان مردم آزربایجان قلمداد گردید !

 

+  جمعه 1 تیر1386 saat  17:26  yazar   duman  | 

بعد از امپراتوری هزار ساله تورکان ایران ، یعنی بعد از سقوط دولت قاجار و از زمان شروع حاکمیت

رضاخان که حکومت نژاد پرستانه پارسی را بر کشور کثیر المله ایران تحمیل کرد ، افرادی از میان

مردم آزربایجان که تحت تاثیر تبلیغات آپارتایدی رضاخان قرار داشتند ، بر علیه هویت و موجودیت

خود عصیان کردند ! علت این عصیان ، احساس حقارت و بی هویتی بر اثر عدم آگاهی از پیشینه

زبان ،ادبیات،فرهنگ،تاریخ،موسیقی و در یک کلام موجودیت خود و خالی شدن از فرهنگ خودی

که منجر به از خود بیگانگی و یا به قول دکتر شریعتی الینه شدن می گردید بود .

وقتی انسان الینه گردید و از خود بیگانه شد ، احساس پوچی و بی هویتی می کند و برای رهایی

از این حقارت و دربه دری معنوی به دنبال هویت جدید است ، حال این هویت را هر کس با هر نیت و

مقصد به او بدهد با آغوش باز می پذیرد . چنین شخص مثل فردی می ماند که در منجلاب سیلاب

خروشان در حال غرق شدن است و برای نجات خود چنگ به هر خار و خاشاکی می اندازد تا خود

را نجات دهد !

در چنین شرایطی اطلاعات آسان ، بی زحمت و بدون هزینه از سنین کودکی تا بزرگسالی از خانه

و مدرسه و دانشگاه گرفته تا کوچه و خیابان و در هر زمان و مکان از افتخارات ساختگی زبان ،

فرهنگ و تاریخ قدرت حاکم در اختیار اوست ؛ یعنی پر شدن از فرهنگ تحمیلی .

طبیعی است افرادی که قدرت مقاومت در مقابل فرهنگ مهاجم را ندارند و بدست آوردن معلومات

و اطلاعات واقعی از افتخارات ملت خویش را توأم با سختی ها ، ممانعت ها ، دردسرها و هزینه های

زیاد می بینند راحت ترین و بی دردسرترین راه را هضم شدن در فرهنگ حاکم می بینند و پشت

به هویت خویش می کنند . اینها به سربازانی در جبهه می مانند که به جای مقابله و مبارزه با

دشمن و کشته شدن یا پیروزی ، راه اسارت آسان را بر می گزینند !

+  چهارشنبه 23 خرداد1386 saat  23:36  yazar   duman  | 

از دیگر به اصطلاح روشنفکرانی که در دوران ستمشاهی پهلوی پشت به هویت خود کرده و

هضم شدن در زبان و فرهنگ حاکم را افتخاری بزرگ برای خود دانست احمد کسروی بود . وی

با حمایت رضاخان به مخالفت آشکار علیه دین اسلام و انکار امام دوازدهم پرداخت و پا به میدان

مستحیل شدن در زبان و فرهنگ تحمیلی رضاخانی گذاشت و تئوری «زبان آذری» را به اصطلاح

به صورت علمی تقدیم وی کرد !

تئوری خود ساخته کسروی آنچنان بر مذاق نژاد پرستان خوش آمد که سر از پا نمی شناختند .

در تئوری کسروی ساکنان روستاهایی که تعداد آنها کمتر از انگشتان یک دست یعنی چهار روستا

بود و این روستاها در منطقه قره داغ و اطراف مرند و زنوز قرار داشتند و زبان آنها غیر تورکی بود

دلیلی شد بر اینکه ساکنین اصلی و بومی آزربایجان تورک نباشند ! کسروی وقتی با اهالی این

چهار روستا ، یعنی روستاهای هرزند و گلین قیه در اطراف مرند ، حسنو در قره داغ و تات نشینهای

اطراف خلخال روبرو شد و از زبان آنها پرسید ، آنها نام زبان خود را هرزندی ، تالشی و تاتی نامیدند،

ولی کسروی با اصرار تمام آنها را «آذری» نامید ! گر چه زبانی که در هرزند و گلین قیه صحبت میشد

با زبانی که تاتهای خلخال صحبت می کردند از هر جهت متفاوت بود و حتی قابل فهم برای هم نبود ،

اما کسروی نام مشترک «آذری» از نوع زبانهای پهلوی را بر آنها نهاد که فقط بر روی صفحات کتابها

ثبت شد و اهالی این روستاها هیچوقت نام زبان خود را آذری ننامیدند !

کسروی با استناد به نظریه زبان شناسان مبنی بر اینکه روستائیان خالص ترین و دست نخورده ترین

زبانها را دارند و زبان آنها زبان اصلی و بومی منطقه است و زبانی است دست نخورده ، وجود این

چهار روستا در آزربایجان را دلیلی بر غیر تورکی و به اصطلاح آذری بودن زبان بومی مردم آزربایجان

دانست ، غافل از اینکه اگر مردم چهار روستا در آزربایجان به زبان غیر تورکی صحبت می کنند ،

در مقابل اهالی هزاران روستا و به بیان دیگر به جز این چهار روستا بقیه مردم ساکن در تمام روستاهای

آزربایجان از دور افتاده ترین نقاط آن و از میان کوههای سر به فلک کشیده سهند و ساوالان گرفته تا

دشتهای پهناور مغان و زنجان و همدان تا اطراف تهران ،کرج ، ساوه ، اراک ، قم ، تفرش،دماوند و

فریدن اصفهان به تورکی تکلم می کنند ، لذا بومی بودن زبان تورکی در آزربایجان و دیگر مناطق یاد

شده ایران مدلل تر و مستندتر است .

از طرف دیگر ، اگر دلایل کسروی را بر کل ایران تعمیم دهیم در این صورت می توان ادعا کرد که نزدیک

به 90% مردم ایران تورک هستند و زبان اصلی و بومی فارسهای ساکن در استانهای مختلف کشور

نیز در اصل تورکی بوده است !!! چرا که کمتر استانی را در ایران می توان پیدا کرد که در آن چند روستای

تورک نباشد .

کسروی در رساله 56 صفحه ای که در زمان رضاخان به چاپ رسانده از زبان غیر تورکی با نام آذری در

آزربایجان صحبت به میان می آورد که در طول تاریخ هیچگونه آثار و نشانه ادبی و مکتوب هر چند اندک از

این زبان دیده و یا شنیده نشده است و خود کسروی هم به آن اعتراف می کند :

«چنانکه باز نمودیم آذری زبان گفتن بوده و همیشه در پیش روی او زبان همگانی روان ، و برای نوشتن

جز این یکی به کار نمی برده اند . از این رو نوشته ای به زبان آذری در دست نبوده و یا اگر بوده

از بین رفته»

+  شنبه 12 خرداد1386 saat  21:24  yazar   duman  | 

 

تورک ستیزی و تحقیر تورکان از زمانی که امپراتوری هزارساله تورکان با سقوط دولت قاجار پایان یافت و

حاکمیت نژادپرستانه رضاخان بر کشور کثیرالمله ایران تحمیل گردید آغاز شد .

بقیه در ادامه مطلب ...

 


Sözün qalani
+  جمعه 11 خرداد1386 saat  2:45  yazar   duman  | 

« آذری » آن هم از نوع غیر تورکی واژه ای بود که کشف آن ! بیشتر از سقوط امپراتوری

هزار ساله ی تورکان ایران ، رضا خان و پان آریائیست ها را خوشحال کرد تا فراریان از

هویت تورکی را نشان و درجه ای بس زیبا و افتخار آمیز از نوع « پارسی » ارزانی دارند !

آری چنین شد که جوان تبریزی ، زنجانی ، ارومیه ای ، اردبیلی ، آستارایی ، همدانی،

ساوه ای و ... با دو نوع هویت تحقیر شده تورکی و افتخار آفرین آذری از نوع پارسی !

روبرو شد که این دومی را نمی دانست چگونه جایگزین اوّلی کند ؟!

به تورکی سخن می گفت امّا خود را آذری می نامید ! تازه آذری او با آذری کسروی فرق

داشت ، او آذری را فقط برای رهایی از کلمه ی تورک بر خود گزیده بود ! وقتی از او می پرسیدی

تو تورکی یا آذری ؟ می گفت آذری . وقتی می پرسیدی آذری یعنی چه و منظور از آذری

چیست ؟ چیزی برای گفتن نداشت ، حتی تئوری کسروی را هم نمی دانست ، فقط

می خواست تورک نباشد ، تورکی که در طول دوران حکومت پهلوی به بدبخت ترین ،

تحقیر شده ترین و کم ارزش ترین عنصر جامعه تبدیل شده بود !! ولی همین آذری وقتی

پای از ایران بیرون می نهاد و دل به فرنگستان می داد ایرانی بودن خود را انکار می کرد و

خود را تورک اصیل ، آن هم نه از نوع ایرانی اش ! می نامید .

+  یکشنبه 6 خرداد1386 saat  20:38  yazar   duman  | 

در دوران حاکمیت پهلوی ، صحنه جامعه را آنچنان بر تورکان و حتی کلمه ی تورک تنگ کردند

که آن عده از جوانان آزربایجانی که زندگی را نه در مبارزه برای رهایی از ظلم و ستم مضاعف

پهلوی بر علیه تورکان ، که در به دست آوردن نان و آبی بی دردسر می دیدند تنها راه رهایی

از کابوس دردناک « تورک» را در جایگزین شدن این کلمه با واژه ای دیگر جستجو می کردند !


در حقیقت تمام صحنه ها برای اجرای نمایش تغییر هویّت برای افرادی که تاب تحمل تحقیرها

و توهین ها را نداشتند و توان مقابله و مبارزه با آن را در خود نمی دیدند و مستحیل شدن در

زبان و فرهنگ حاکم و غالب را آسان ترین راه فرار از اهانت ها و بی احترامی ها می دانستند ،

حاضر و مهیا بود !

+  یکشنبه 6 خرداد1386 saat  11:33  yazar   duman  | 

در طول حاکمیت 53 ساله رضا خان و فرزند وی ، تورکان ایران از توهین ها و بی احترامی های

آشکار و مستقیم تا تحقیرهای مدون و کلاسیک در رادیو و تلوزیون و کتابهای درسی مدارس

و دانشگاهها در امان نبودند . امروزه هم گویی کلمه ی تورک کابوس وحشتناکی است که بر

سینه ی جوان آزربایجانی و جوانان تورک دیگر مناطق کشور سنگینی می کند !

+  یکشنبه 6 خرداد1386 saat  10:9  yazar   duman  | 

با نام حق

و با عشق به زبان و ملّت تورک !

+  یکشنبه 6 خرداد1386 saat  10:7  yazar   duman  |