تبليغاتX
Azərbaycan Türkcəsi
gözəl ana dilim

بعد از امپراتوری هزار ساله تورکان ایران ، یعنی بعد از سقوط دولت قاجار و از زمان شروع حاکمیت

رضاخان که حکومت نژاد پرستانه پارسی را بر کشور کثیر المله ایران تحمیل کرد ، افرادی از میان

مردم آزربایجان که تحت تاثیر تبلیغات آپارتایدی رضاخان قرار داشتند ، بر علیه هویت و موجودیت

خود عصیان کردند ! علت این عصیان ، احساس حقارت و بی هویتی بر اثر عدم آگاهی از پیشینه

زبان ،ادبیات،فرهنگ،تاریخ،موسیقی و در یک کلام موجودیت خود و خالی شدن از فرهنگ خودی

که منجر به از خود بیگانگی و یا به قول دکتر شریعتی الینه شدن می گردید بود .

وقتی انسان الینه گردید و از خود بیگانه شد ، احساس پوچی و بی هویتی می کند و برای رهایی

از این حقارت و دربه دری معنوی به دنبال هویت جدید است ، حال این هویت را هر کس با هر نیت و

مقصد به او بدهد با آغوش باز می پذیرد . چنین شخص مثل فردی می ماند که در منجلاب سیلاب

خروشان در حال غرق شدن است و برای نجات خود چنگ به هر خار و خاشاکی می اندازد تا خود

را نجات دهد !

در چنین شرایطی اطلاعات آسان ، بی زحمت و بدون هزینه از سنین کودکی تا بزرگسالی از خانه

و مدرسه و دانشگاه گرفته تا کوچه و خیابان و در هر زمان و مکان از افتخارات ساختگی زبان ،

فرهنگ و تاریخ قدرت حاکم در اختیار اوست ؛ یعنی پر شدن از فرهنگ تحمیلی .

طبیعی است افرادی که قدرت مقاومت در مقابل فرهنگ مهاجم را ندارند و بدست آوردن معلومات

و اطلاعات واقعی از افتخارات ملت خویش را توأم با سختی ها ، ممانعت ها ، دردسرها و هزینه های

زیاد می بینند راحت ترین و بی دردسرترین راه را هضم شدن در فرهنگ حاکم می بینند و پشت

به هویت خویش می کنند . اینها به سربازانی در جبهه می مانند که به جای مقابله و مبارزه با

دشمن و کشته شدن یا پیروزی ، راه اسارت آسان را بر می گزینند !

+  چهارشنبه 23 خرداد1386 saat  23:36  yazar   duman  | 

از دیگر به اصطلاح روشنفکرانی که در دوران ستمشاهی پهلوی پشت به هویت خود کرده و

هضم شدن در زبان و فرهنگ حاکم را افتخاری بزرگ برای خود دانست احمد کسروی بود . وی

با حمایت رضاخان به مخالفت آشکار علیه دین اسلام و انکار امام دوازدهم پرداخت و پا به میدان

مستحیل شدن در زبان و فرهنگ تحمیلی رضاخانی گذاشت و تئوری «زبان آذری» را به اصطلاح

به صورت علمی تقدیم وی کرد !

تئوری خود ساخته کسروی آنچنان بر مذاق نژاد پرستان خوش آمد که سر از پا نمی شناختند .

در تئوری کسروی ساکنان روستاهایی که تعداد آنها کمتر از انگشتان یک دست یعنی چهار روستا

بود و این روستاها در منطقه قره داغ و اطراف مرند و زنوز قرار داشتند و زبان آنها غیر تورکی بود

دلیلی شد بر اینکه ساکنین اصلی و بومی آزربایجان تورک نباشند ! کسروی وقتی با اهالی این

چهار روستا ، یعنی روستاهای هرزند و گلین قیه در اطراف مرند ، حسنو در قره داغ و تات نشینهای

اطراف خلخال روبرو شد و از زبان آنها پرسید ، آنها نام زبان خود را هرزندی ، تالشی و تاتی نامیدند،

ولی کسروی با اصرار تمام آنها را «آذری» نامید ! گر چه زبانی که در هرزند و گلین قیه صحبت میشد

با زبانی که تاتهای خلخال صحبت می کردند از هر جهت متفاوت بود و حتی قابل فهم برای هم نبود ،

اما کسروی نام مشترک «آذری» از نوع زبانهای پهلوی را بر آنها نهاد که فقط بر روی صفحات کتابها

ثبت شد و اهالی این روستاها هیچوقت نام زبان خود را آذری ننامیدند !

کسروی با استناد به نظریه زبان شناسان مبنی بر اینکه روستائیان خالص ترین و دست نخورده ترین

زبانها را دارند و زبان آنها زبان اصلی و بومی منطقه است و زبانی است دست نخورده ، وجود این

چهار روستا در آزربایجان را دلیلی بر غیر تورکی و به اصطلاح آذری بودن زبان بومی مردم آزربایجان

دانست ، غافل از اینکه اگر مردم چهار روستا در آزربایجان به زبان غیر تورکی صحبت می کنند ،

در مقابل اهالی هزاران روستا و به بیان دیگر به جز این چهار روستا بقیه مردم ساکن در تمام روستاهای

آزربایجان از دور افتاده ترین نقاط آن و از میان کوههای سر به فلک کشیده سهند و ساوالان گرفته تا

دشتهای پهناور مغان و زنجان و همدان تا اطراف تهران ،کرج ، ساوه ، اراک ، قم ، تفرش،دماوند و

فریدن اصفهان به تورکی تکلم می کنند ، لذا بومی بودن زبان تورکی در آزربایجان و دیگر مناطق یاد

شده ایران مدلل تر و مستندتر است .

از طرف دیگر ، اگر دلایل کسروی را بر کل ایران تعمیم دهیم در این صورت می توان ادعا کرد که نزدیک

به 90% مردم ایران تورک هستند و زبان اصلی و بومی فارسهای ساکن در استانهای مختلف کشور

نیز در اصل تورکی بوده است !!! چرا که کمتر استانی را در ایران می توان پیدا کرد که در آن چند روستای

تورک نباشد .

کسروی در رساله 56 صفحه ای که در زمان رضاخان به چاپ رسانده از زبان غیر تورکی با نام آذری در

آزربایجان صحبت به میان می آورد که در طول تاریخ هیچگونه آثار و نشانه ادبی و مکتوب هر چند اندک از

این زبان دیده و یا شنیده نشده است و خود کسروی هم به آن اعتراف می کند :

«چنانکه باز نمودیم آذری زبان گفتن بوده و همیشه در پیش روی او زبان همگانی روان ، و برای نوشتن

جز این یکی به کار نمی برده اند . از این رو نوشته ای به زبان آذری در دست نبوده و یا اگر بوده

از بین رفته»

+  شنبه 12 خرداد1386 saat  21:24  yazar   duman  | 

 

تورک ستیزی و تحقیر تورکان از زمانی که امپراتوری هزارساله تورکان با سقوط دولت قاجار پایان یافت و

حاکمیت نژادپرستانه رضاخان بر کشور کثیرالمله ایران تحمیل گردید آغاز شد .

بقیه در ادامه مطلب ...

 


Sözün qalani
+  جمعه 11 خرداد1386 saat  2:45  yazar   duman  | 

« آذری » آن هم از نوع غیر تورکی واژه ای بود که کشف آن ! بیشتر از سقوط امپراتوری

هزار ساله ی تورکان ایران ، رضا خان و پان آریائیست ها را خوشحال کرد تا فراریان از

هویت تورکی را نشان و درجه ای بس زیبا و افتخار آمیز از نوع « پارسی » ارزانی دارند !

آری چنین شد که جوان تبریزی ، زنجانی ، ارومیه ای ، اردبیلی ، آستارایی ، همدانی،

ساوه ای و ... با دو نوع هویت تحقیر شده تورکی و افتخار آفرین آذری از نوع پارسی !

روبرو شد که این دومی را نمی دانست چگونه جایگزین اوّلی کند ؟!

به تورکی سخن می گفت امّا خود را آذری می نامید ! تازه آذری او با آذری کسروی فرق

داشت ، او آذری را فقط برای رهایی از کلمه ی تورک بر خود گزیده بود ! وقتی از او می پرسیدی

تو تورکی یا آذری ؟ می گفت آذری . وقتی می پرسیدی آذری یعنی چه و منظور از آذری

چیست ؟ چیزی برای گفتن نداشت ، حتی تئوری کسروی را هم نمی دانست ، فقط

می خواست تورک نباشد ، تورکی که در طول دوران حکومت پهلوی به بدبخت ترین ،

تحقیر شده ترین و کم ارزش ترین عنصر جامعه تبدیل شده بود !! ولی همین آذری وقتی

پای از ایران بیرون می نهاد و دل به فرنگستان می داد ایرانی بودن خود را انکار می کرد و

خود را تورک اصیل ، آن هم نه از نوع ایرانی اش ! می نامید .

+  یکشنبه 6 خرداد1386 saat  20:38  yazar   duman  | 

در دوران حاکمیت پهلوی ، صحنه جامعه را آنچنان بر تورکان و حتی کلمه ی تورک تنگ کردند

که آن عده از جوانان آزربایجانی که زندگی را نه در مبارزه برای رهایی از ظلم و ستم مضاعف

پهلوی بر علیه تورکان ، که در به دست آوردن نان و آبی بی دردسر می دیدند تنها راه رهایی

از کابوس دردناک « تورک» را در جایگزین شدن این کلمه با واژه ای دیگر جستجو می کردند !


در حقیقت تمام صحنه ها برای اجرای نمایش تغییر هویّت برای افرادی که تاب تحمل تحقیرها

و توهین ها را نداشتند و توان مقابله و مبارزه با آن را در خود نمی دیدند و مستحیل شدن در

زبان و فرهنگ حاکم و غالب را آسان ترین راه فرار از اهانت ها و بی احترامی ها می دانستند ،

حاضر و مهیا بود !

+  یکشنبه 6 خرداد1386 saat  11:33  yazar   duman  | 

در طول حاکمیت 53 ساله رضا خان و فرزند وی ، تورکان ایران از توهین ها و بی احترامی های

آشکار و مستقیم تا تحقیرهای مدون و کلاسیک در رادیو و تلوزیون و کتابهای درسی مدارس

و دانشگاهها در امان نبودند . امروزه هم گویی کلمه ی تورک کابوس وحشتناکی است که بر

سینه ی جوان آزربایجانی و جوانان تورک دیگر مناطق کشور سنگینی می کند !

+  یکشنبه 6 خرداد1386 saat  10:9  yazar   duman  | 

با نام حق

و با عشق به زبان و ملّت تورک !

+  یکشنبه 6 خرداد1386 saat  10:7  yazar   duman  |