|
gözəl ana dilim
|
در طول امپراطوری هزار ساله تورکان در ایران هیچ سلطان تورکی جهت توسعه و
ترقی و یا تحمیل زبان تورکی کوچکترین اقدامی به عمل نیاورده و بر عکس در توسعه
و ترقی و تحمیل زبان فارسی دری که زبان تاجیکان و افغانان بوده کمترین مضایقه ای
نکرده اند که مجبور کردن شیروانشاه نظامی گنجوی را جهت سرودن منظومه لیلی
و مجنون به زبان فارسی دری نمونه ای از این تحمیلات است که نظامی در نظر داشته
این منظومه را به زبان تورکی بسراید :(نظامی از شاعران قرن ۶ هجری است)
در حال رسید قاصد از راه آورد مثال حضرت شاه
خواهم که بیاد عشق مجنون رانی سخنی چو درّ مکنون
از زیور پارسی و تازی این تازه عروس را طرازی
تورکی صفت وفای ما نیست تورکانه سخن سزای ما نیست
(مقدمه لیلی و مجنون - وحید دستگردی چاپ امیر کبیر ).
نظامی هم از این تذکر تحقیر آمیز دل آزرده شده و اندوه و آزردگی خود را چنین
بیان داشته است :
چون حلقه شاه یافت گوشم از دل به دماغ رفت جوشم
نه زهره که سر ز خط بتابم نه دیده که ره به کنج یابم
سرگشته شدم در آن خجالت از سستی امر و ضعف حالت
کس محرم نی که راز گویم وین قصه به شرح باز گویم
(سیری در تاریخ زبان و لهجه های تورکی ص۱۷۵ دکتر ج.هیئت )
ظاهرا نظامی دیگر نمی خواسته لیلی و مجنون را بسراید که به توصیه و صلاحدید
فرزندش «محمد» اقدام به این کار میکند .