تبليغاتX
Azərbaycan Türkcəsi - مرثیه ای بر ریشه های بر باد رفته وطن
gözəl ana dilim
 

خوب که فرشتان را برده و حراست کرده ایم»... و آن همشهری بزرگوار می گفت که من از خجالت سرخ شدم. این خجالت کشیدن هم شجاعتی است، خصیصه ای است ویژه بزرگان، والا می شود صاف صاف جلوی تلویزیون نشست و خبر را هم شنید و قرمز هم نشد. کدام خبر؟ مثلاً همین خبری که شبکه سبلان پخشش کرد آقایی از تشکیلات میراث فرهنگی که آقایی بود محترم، جنت مکان، خلدآشیان، قدوم شان بر دیدگانمان مستدام، فرمودند که محوطه شهر یئری مشکین شهر بزرگترین محوطه باستانی شمالغرب است که 6000 سال قدمت دارد. این را گفت و کسی قرمز نشد. نباید هم می شد چون تا اینجای خبر قرمز شدن نداشت آنجای خبر قرمز شدن داشت که فرمودند: 80 درصد (دقت بفرمایید هشتاد درصد) آثار مکشوفه در این محوطه تخریب شده اند. کاش دروغ باشد! کاش ما درست نفهمیده باشیم! انشااله هم که چنین است چون چنان راحت ادا فرمودند که انگار 50 نخ سیگار دود شده است یا قابلمه ای در مطبخی شکسته است اما نه، خبر تکان دهنده تر از این حرف هاست. آثاری که 6000 سال با وجود یغمای اسکندر و خزرها و کورش و مغول و تاتار و روس پا بر جا مانده اند اینک در طول سال هایی کمتر از شماره انگشتان دستی تخریب گشته اند. بابا دست مریزاد، بابا مرسی، احسنت، ساغ اول، اده برک الله ...، هیچ نازنینی به دل نگیرد منظورم صفحه تلویزیون خانه خودمان است که چنین خبری را منتشر می کند و قرمز نمی شود. قرمز شدن ندارد چند ستون سنگی رنگ و رو رفته یا چند مجسمه سنگی بدقواره که خجالت کشیدن ندارد. باز اگر طلایی نقره ای بود چیزی. اصلاً اینها شبیه بت بودا هستند که طالبان منفجرشان کرد. می گذاریم تخریب شود، بهتر، ما تاریخ را می خواهیم چه کار؟ اصلاً اینها را بیاوریم و مثلاً زمین متری فلان قدر را اختصاص بدهیم به آنها و موزه درست کنم که چه؟ فردا هم کلی محقق و پژوهشگر پیدایشان بشود و بگویند ما 6000 سال پیش مدنیت داشته ایم و فرزندان اورارتو و ارآتا و ماننا و کی و کی بوده ایم، آن وقت یک کلمه ای پیدا می کنند مثل (ارآتابئل) و می گویند ریشه اردبیل است. همان بهتر که تخریب شوند تا ما خیلی راحت بگویم کدام 6000 سال؟ همان 2500 سال پیش آریایی ها آمدند و اینجا آدم درست کردند آن هم از علف و بوته و قارچ. مگر سرمان درد می کند سوژه به این و آن بدهیم که بگویند ما تاریخ 6000 ساله داریم گور پدر تاریخ، گور پدر تاریخ مدنیت، گور پدر... این جور تفاخر بازی ها را بگذارید برای شرقی ها و غربی ها و چینی ها و یونانی ها و غیره که بروند از بغل همین سنگ چند برابر نفت ما پول درو کنند. ... ناانصافی نباشد، در همان خبر آمد که برای قسمتی از محوطه داربست زده و ایرانیت کشیده اند و چند صد متر طناب و سیم مفتول بسته اند تا محافظت کنند لابد کلی هم عمله و فهله و بنا را هم به کار گرفته و ایجاد اشتغال فرموده اند. حالا چه چیز را محافظت و مرمت می فرمایند محل سؤال است و فضلا در آن درمانده اند آن 20 درصد باقی مانده را یا آن 80 درصد تخریب شده را. اصلاً چرا مرمت می فرمایند؟ می توانند آنها را بی خیال شده آثار بهتری بسازند مثلاً همین مسجد جمعه یا همان شیخ حیدر مشکین، رهایش کنند تا برود زیر خاک و بشود آثار باستانی زیر خاکی. این که بهتر از شهرئیری می شود، خوشگل تر، دیدنی تر، آن هم درست وسط شهر...  افسوس نمی توان ریشخند کرد و نسوخت، نمی توان با طنز سرپوش نهاد و خود را فریفت. ای وای... بگذارید خبر را بار دیگر یادآور شویم. 80 درصد آثار مکشوفه شهر یئری در اثر برف و باران تخریب شده است.               

گوارای جان همه آنهایی که در تاریخ مان دست برده اند، از کاسه لیسان دربار مأمون تا مشیرالدوله و کسروی و ذکا و امثالهم که ما را ورنه ی از آریا رانده و از ترک مانده مغول می دانند و تکامل تمدن مان را از طلوع مادها می خوانند و قبل از آنمان را توحش و علف خواری می انگارند.

گوارای وجود همه آنها که غرور ملی مان را تحفه مهاجران آریایی می دانند که مدنیت را بر چهره مان تف کرده اند، گوارای وجود همه آنها باد که حس وطن دوستی شان در حلاوت میز و مقام و مسؤولیت به گل نشسته است. گوارای وجود همه آنهایی باد که نمی دانند در چه اداره ای برای چه مسؤولیتی استخدام شده اند. گوارای وجود همه آنهایی باد که حقوق از بیت المال می گیرند و تکلیف شان را فراموش می کنند و قرمز هم نمی شوند...    

 نوش جان شان باد...

نشریه مهر اردبیل

 

+  چهارشنبه 17 بهمن1386 saat  21:23  yazar   duman  |