تبليغاتX
Azərbaycan Türkcəsi - تداوم هویت زدایی رضا خانی
gözəl ana dilim

در دوره ی حکومت نژادپرستانه رضاخان ، پروژه انکار زبان و فرهنگ مردم آزربایجان و دیگر تورک

 زبانان ایران تا بدانجا پیش رفت که بعد از زبان ادبی (فارسی) ، نام زبانهای افغانی یا پشتو ،

کردی،بلوچی،ارمنی،بنی اسرائیلی ،زرتشتی و لهجه های مازندرانی ،گیلکی ،سمنانی،

بروجردی و کاشی در لیست زبان و لهجه های رایج مردم ایران آورده شد و از برده شدن نام زبان

تورکی ، تورکمنی و عربی که نصف جمعیت ایران بدان تکلم می کردند به طرز احمقانه ای امتناع

گردید! (جغرافیای انسانی ص251چاپ در دوره رضاخان )

از اوایل حاکمیت رضا خان و به دستور او تدریس در مدارس کشور به جز زبان فارسی ممنوع گردید

 و سیاست حاکمیت مطلق و بی چون و چرای زبان فارسی در کشوری که در طول تاریخ چند هزار

ساله اش حتی در دوران دیکتاتورترین پادشاه یک زبانی و یک فرهنگی را به خود ندیده بود بر

 کشور تحمیل شد .

ناسیونالیسم افراطی فارسی که هدیه انگلیسی ها به رضاخان بود ، شروع به هویت زدایی

تورکان ایران کرد که امپراتوری پر قدرت هزارساله را بعد از حاکمیت اسلام در ایران رقم زده بودند

و خطر بالقوه برای حکومت رضاخان و سیاست انگلیس به حساب می آمدند .

از تحصیل و تدریس زبان تورکی آزربایجانی که اولین مدرسه مدرن ایران و نخستین روش تدریس با

اصول صوتی در دنیای اسلام با این زبان و در زمان قاجار و بوسیله دانشمند شهیر آزربایجان میرزا

حسن رشدیه در تبریز و با کتاب «وطن دیلی»آغاز به کار کرده بود جلوگیری شد!(روزنامه نوید

آزربایجان -ویژه نامه عید 82-صمد سرداری نیا ص17)

شخصیت ،هویت و موجودیت تورکان ایران در رأس برنامه های تخریب فرهنگی رضاخان قرار گرفت

نام های تورکی و بومی شهر ها ،روستاها ،رودها و کوههای آزربایجان با نام ساختگی فارسی

عوض گردید ؛مثلا سویوق بولاق به مهاباد ،تاتائو و جیغاتی به سیمینه رود و زرینه رود ،ارومیه

به رضائیه ، سایین قالا به شاهین دژ ، سلماس به شاهپور ، آجی چای به تلخه رود ، قره باغ

به ارسباران ، قره چمن به سیاه چمن ، آخماقیه به احمقیه و ... تبدیل گردید .

از آنجائیکه برگردانندگان این نامها معلومات و اطلاعاتی از ادبیات و فرهنگ زبان تورکی نداشتند

و نمی دانستند در تورکی «قره » علاوه بر سیاه معنی بزرگ ،وسیع،بلند،و والامقام را هم

می دهد مثل « قره بولاق » یعنی چشمه بزرگ ، «قره باغ» باغ بزرگ و وسیع ، «قره چمن»

چمن وسیع ،«قره داغ» کوه بزرگ و «قره خان» یعنی خان بزرگ ؛ قره را تنها به مفهوم سیاه

به کار بردند و نام روستای قره چمن تبریز را «سیاه چمن » گذاشتند و دنیایی را به خود خنداندند

و ندانستند که در هیچ جای دنیا چمن سیاه وجود ندارد تا چه رسد به نزدیکیهای تبریز!

 

+  سه شنبه 5 تیر1386 saat  17:36  yazar   duman  |